تبليغاتX
خنیاگر - باران یعنی : تو بر می گردی؟

نامه‌هایی‌ برای‌ تمام‌ِ زنان‌ جهان‌...

صد نامه‌ عاشقانه‌ همه‌ی‌ چیزی‌ست‌ که‌ از خاکسترِ عشقم‌ به‌ جا مانده‌! من‌ هم‌ ـ مانند تمام‌ِ شاعران‌ُ تمام‌ِ مَردان‌ ـ یادگاری‌هایی‌از عشق‌هایم‌ داشته‌اَم‌ُ رنگین‌کمانی‌ از نامه‌ها... وَ این‌ شجاعت‌ را نداشتم‌ که‌ تمام‌ِ آن‌ها را در آتش‌ بسوزانم‌! انکار نمی‌کنم‌ که‌ به‌آتش‌ به‌ عنوان‌ آخرین‌ راه‌ِ حل‌ فکر کرده‌اَم‌! به‌ عنوان‌ِ راه‌ِ حلّی‌ که‌ من‌ُ عشق‌هایم‌ را از سنگینی‌ِ بارِ امانت‌ خلاص‌ کند... ولی‌ وقتی‌برای‌ آخرین‌ بار به‌ این‌ یادگاری‌ها سَر زدم‌ در بینشان‌ چیزهای‌ زیادی‌ از جنس‌ِ شعر دیدم‌ُ از آتش‌ زدن‌ِ آن‌ها منصرف‌ شُدم‌! ازبین‌ آن‌ها صد نسخه‌ را که‌ پیام‌ُ ریتمی‌ شاعرانه‌ ـ انسانی‌ داشتند انتخاب‌ کردم‌! با این‌ که‌ اعتقاد دارم‌ جُدا کردن‌ِ نوشته‌های‌ یک‌شاعر به‌ دو بخش‌ِ خصوصی‌ُ عمومی‌ کاری‌ بی‌هوده‌ است‌! من‌ معتقدم‌ که‌ شاعر تنها در نوشته‌های‌ خصوصی‌اش‌ آزادانه‌ زنده‌گی‌می‌کند! یعنی‌ روبه‌روی‌ آینه‌ می‌ایستدُ خودش‌ را از لباس‌های‌ نمایشی‌ُ نقاب‌هایی‌ که‌ جامعه‌ به‌ او داده‌ خلاص‌ می‌کند!
نوشتن‌ همان‌ سرزمین‌ِ موعودی‌ست‌ که‌ شاعر پا برهنه‌ بر رویش‌ می‌دودُ کودکی‌اَش‌ را با تمام‌ِ آزادی‌ها وُ شوق‌ُ پاکی‌اَش‌ رَج‌می‌زند! لحظه‌های‌ نابی‌ که‌ شاعر خودش‌ را زیرِ ذره‌بین‌ نمی‌بیندُ مجبور به‌ عاقبت‌اندیشی‌ نمی‌شود! من‌ با آن‌ که‌ در نوشتن‌آزادبودم‌، همیشه‌ حِس‌ کرده‌ام‌ که‌ به‌ قوانین‌ِ عمومی‌ِ شعر متعهدم‌! گاهی‌ در پُشت‌ِ پرده‌ی‌ روح‌ِ خود خواسته‌ام‌ به‌ شکارِتصویرهایی‌ بیرون‌ از چارچوب‌های‌ رایج‌ِ شعری‌ بروم‌! بهتر بگویم‌ در درونم‌ بخشی‌ هست‌ که‌ می‌خواهد خود را از سلطه‌ی‌ شعرخلاص‌ کندُ از آن‌ بگریزد! تأکیدم‌ این‌ است‌ که‌ نمی‌خواهم‌ با چاپ‌ کردن‌ِ این‌ نامه‌ها زنی‌ را گُناه‌کار اعلام‌ کنم‌! به‌ هوچی‌گَری‌ُانگشت‌ گُذاشتن‌ بر نام‌ِ این‌ُ آن‌ علاقه‌ ندارم‌! برایم‌ مهم‌ نیست‌ که‌ زن‌های‌ زیادی‌ به‌ زنده‌گی‌اَم‌ قدم‌ گُذاشته‌اندُ از آن‌ بیرون‌رفته‌اند! مثل‌ بهار که‌ همیشه‌ در رفت‌ُ آمد است‌، یا مسافرِ از راه‌ آمده‌یی‌ که‌ چمدانش‌ را باز می‌کندُ دوباره‌ می‌بنددُ راهی‌ِ سفرمی‌شود...
عشق‌ زیبا وُ بی‌غش‌ است‌ وَ زیباتر از آن‌ حسّی‌ست‌ که‌ از خود بر برگ‌های‌ ما باقی‌ می‌گُذاردُ خاکستری‌ که‌ بر انگشتانمان‌می‌نشیند! زن‌، زیباست‌ُ از آن‌ زیباتر ردِ گام‌هایش‌ در نوشته‌های‌ ماست‌... هنگامی‌ که‌ رفته‌ است‌!
این‌ نامه‌ها خاکسترِ عشق‌ِ من‌ است‌! چاپشان‌ می‌کنم‌ چون‌ اعتقاد دارم‌ که‌ عشق‌ِ یک‌ هنرمند، عشقی‌ عمومی‌ست‌ نه‌ خصوصی‌... وَنامه‌های‌ یک‌ شاعر برای‌ معشوقه‌اش‌، نامه‌های‌ او برای‌ تمام‌ِ زنان‌ جهان‌ است‌!

منتظر قسمتهای بعدی این مطلب باشید

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 17:22  توسط سینا سپهر   |