تبليغاتX
خنیاگر
 

سلام دلم نیومد تو این آخرین لحظه های حضورم متنی ننویسم شاید این آخرین فرصتی باشه که تو سال ۱۳۸۳ با هم حرف می زنیم.

اگر یک کم به گذشته نگاه کنیم می بینیم که سال تموم شدو سال جدید از راه رسید یادش به خیر انگار همین دیروز بود که گوینده رادیو اعلام کرد آغاز سال یکهزار و سیصد و هشتاد و سه. واقعیت اینجاست که عمر ما به سرعت در حال سپری شدنه لحظاتی که مثل برق و باد میاد و میره شاید بزرگترین سوالی که برای ما تو خلوت زندگیمون در ذهنمون جرقه بخوره این باشه که تو این ۳۶۵ روز چی کار کردیم؟ آیا تا به حال به کردار و رفتارمون نگاه کردیم که ببینیم چقدر برای جامعه مثمر ثمر بودیم؟

هفت سين

آره واقعیتی که ما همیشه از اون فراری بودیم و از مقابله با اون وحشت داشتیم کارنامه اعمالمون بوده. نمی خوام حرفهای تکراری رو دوباره بزنم و رو اعصابتون راه برم تنها هدفم از بیاناین موضوع این بود که تو این روزهای آخر بیایم برای چند لحظه در خلوتمون به کارهای که طول سال انجام دادیم فکر کنیم. درسته که از خیلی از اونها هیچ کسی غیر خودمونو خدای بالا سرمون خبر نداره اما آخرش که چی؟ مگر همیشه ماه پشت ابر باقی می مونه؟...............

بالاخره از من سراپا تقصیر بشنو که شاید اوستا کریم اون بالا تو این روزهای آخر سال یه حالی بهمون بده و قلم عفو بکشه رو تمام خطاهمون. باور کن برای اون هیچ کاری نداره که تمام نکات تاریک کارناممونو برای یک بار دلیت نه.

خلاصه امیدوارم امسال که میشینی پای سفره هفت سین پیش خودت بگی دمش گرم خیلی حال داد بهمون.یک چیز دیگه رو هم از خاطر نبر که وقت می خواستی بگی یا مقلب القلوب والبصار بزرگترین آرزوی زندگیت این باشه که سال دیگه بتونی در کنار اون کسی که دوست داری قرار بگیری و دعای تحویل سالو با اون بخونی. اگر زدم تو خال بگو ایول.

 القصه خنياگر هم براي آخرين بار براي شما يك چيز تازه نوشت اگر خواستي سر سفره هفت سين به فكرش باش و از اون بالا سريه بخواه كه اونم به مراد دلش برسه.باحق....

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اسفند 1383ساعت 12:35  توسط سینا سپهر   | 

 

دوباره سلام شاید این سلامم مثل بقیه سلامهام نباشه چون دارم می رم سفر یک سفر طولانی.خیلی سخته که از شهرم دور بشم اما راه رفتنی رو باید رفت. اگر اغراق نباشه خیلی دوری ازجمع دوستانم برام سخته اما چه کنم که اجباریه رفتن به این سفر. شاید تا آخر سال نتونم مطلبی بنویسم برای همین حرف آخر سالمو الان بهتون می گم  امیدوارم سال خروس سال خوشی براتون خوش یمن باشه .

سال نو مبارك

مطمن باشید که سالی که نکوست از بهارش پیداست خنياگر برای شما سال خوبی رو آرزو می کنه. یا حق.........

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم اسفند 1383ساعت 19:32  توسط سینا سپهر   | 

 

این مطلب رو از این جهت می خوام بنویسم که ما انسانها در این کره خاکی هیچ چیزیمون حساب شده نیست.البته یک تذکر آیین نامه ای اینجا وارده اونم اینه که ایرانیها در این قانون بیشترین آمارو به خودشون اختصاص دادن. می گی نه پس بقیشو بخون. همین چند دقیقه پیش یکی از آشناهای نزدیک زنگ زد به موبایلم. ازش پرسیدم کجایی؟ جواب داد وسط محوطه دانشکده. بهش گفتم تا اونجا که می دونم تو این ساعت کلاس مدیریت برنامه ریزی داری. گفت: تو برنامه درسی منو از خودم بهتر میدونی!بعد از اینکه چند تا متلک آبدار و از این قبیل حرفا بارم کرد بهم گفت: اینقدر حواسمو پرت کردی که یادم رفت چی می خواستم بهت بگم حالا اگر بعداْ یادم اومد بهت زنگ میزنم بدون اینکه خداحافظی کنه گوشی رو قطع کرد. هنوز تو حال و هوای سر کلاس نرفتن این بچه بودم که موبایلم دوباره زنگ زد. خودش بود. گفت: اگر یک قورباغه با یک طوطی ازدواج کنن بچشون چی میشه؟ با تعجب گفتم نمیدونم. با خنده گفت : بچشون قوطی میشه. دقیقا مثل استاد مدیریت برنامه ریزی ما که الان نزدیک یک ساعته که داره به جواب این معما فکر میکنه و بی خیال درس شده. در کمال بی تفاوتی گفت: حال کردی چه جوری یارو رو پیچوندیمش. وقتی تلفنو قطع کرد با خودم گفتم بیخود نیست ما اینقدر با مشکل برنامه ریزی تو کشورمون مواجه هستیم چون اساتید ارجمند و دانش پژوهان ما به دنبال زاد و ولد حیوانات هستند تا برنامه ریزی و مدیریت آن.....

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اسفند 1383ساعت 15:4  توسط سینا سپهر   | 

 

همیشه آخر هفته ها دوست داشتنی هستن. اگر از بچه ها. بپرسین چه روزی رو  بیشتر از سایر روزهای هفته دوست دارین مطمن باشید بدون هیچ مکثی میگن پنج شنبه رو از تمام روزهای هفته بیشتر دوست دارن اگر گفتین چرا این حرف رو می زنن؟

به این دلیل که قرار نیست کارهای روزمره ای رو که در طول هفته انجام داده دوباره انجام بده. روزمرگی دردیه که اکثر ما آدمها به اون مبتلا شدیم و از خودمون هیچ واکنشی برای رفع این درد نشون نمیدیم.    تا حالا شده خود شما برای دور کردن این عادت ناهنجار کاری بکنید؟ راستش ما آدمها از زمانی که عصر تکنولوژی خیلی از کارها رو برامون آسون کرده خیلی تنبل شدیم. اصلا به خودمون این زحمتو ندادیم که برای بهبود شرایط اطرافمون قدری سختی بکشیم. تنها کاری رو که خیلی در انجام اون تبحر پیدا کردیم اینه که به جای حل مساله صورت مساله رو پاک کنیم.

اگر فکر می کنید اشتبا می کنم  یک فلاش بک به کارهای هفته پیش خودتون بزنید تا مطمن بشید.     یا حق......

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اسفند 1383ساعت 14:36  توسط سینا سپهر   | 

 

 

دوباره سلام! باز هم منم خنیاگر. شاید براتون جالب باشه که بدونید خنیاگر یعنی چی؟

خنیاگر اسم یک گروه موسیقی بوده که سرودهای آزادی بخش می خوندند. لازمه از همین الان که تازه اول کاره بهتون بگم که من نه دنبال بازیهای سیاسی ام نه دنبال ماجراهای عاشقانه. از اون دسته از آدمهایی هم نیستم که دنبال خلق داستانهای تخیلی باشم . شاید با خودتون بگید این چه اعجوبه ایه که اومده وارد جمع ما شده. اگر راستشو بخواین من یک آدم بسیار معمولی هستم .

خنياگر

مثل تمام شما برای زندگی انگیزه دارم از همین رو دست به کار شدم تا براتون یه چیزایی بنویسم. قبل از اینکه شماها بگین خودم اعتراف می کنم که قلم زیاد خوبی ندارم اما معتقدم آنچه از دل بر آید لاجرم بر دل نشیند . این مقدمه ای بود برای معرفی خنیاگر.

امیدوارم تنهام نذارین و همیشه با حرفای خودتون منو یاری کننین تا دلگرمی بیشتری داشته باشم.

یا حق...........

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اسفند 1383ساعت 13:16  توسط سینا سپهر   | 

 

اولین سلام قبل از نوشتن اولین کلمات...

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اسفند 1383ساعت 12:22  توسط سینا سپهر   |